You are here: Home سرانجام خیالبافی ها کیو نتی ها(کوئستی ها )

mlmnews

mlm-news-header

MLM News

سرانجام کسانیکه در شرکتQnet کار می کنند

PDF چاپ نامه الکترونیک

همراهان نیوز: طی کردن راه صد ساله یک شبه میسر نیست. این را عقل و تجربه می گوید. اگر کسی هنوز باور دارد که می توان راه صد ساله را یک شبه برود، مطلب زیر را که نشانگر بر باد رفتن آروزو های کسانی است که چنین فکر می کردند حتماً بخواند.

به گزارش عصر ایران پلیس تهران یکشنبه شب گذشته همزمان به 50 دفتر شرکت هرمی و از جمله کیو نت حمله کرد و ضمن پلمپ این دفاتر، حدود 1000 نفر از فعالان این شرکت ها را بازداشت کرد. در این دفاتر ، افراد زیادی که عمدتاً از شهرستان ها آمده بودند تا در کوتاه مدت ، میلیاردر شوند، زندگی می کردند.

آنها در تهران ، تحت آموزش های ویژه قرار می گرفتند تا به اصطلاح اعتماد به نفس شان بالا برود و خوش بینی شان تقویت شود. اعضای شبکه ، موظف بودند کتاب هایی که سرشاخه ها معرفی می کنند بخوانند ، آموزش های اجباری را طی کنند و مورد آزمون سرشاخه ها قرار گیرند.

فریب خوردگان شبکه ، برای آن که در خوش بینی مفرط نگه داشته شوند ، موظف بودند ، همه چیز را با کمال خوش بینی بنویسند.

آنچه در زیر می آید ، بخش هایی از نوشته های این افراد است که در خانه های هرمی شهرک غرب و سعادت آباد به دست آمده است و نشان می دهد که این افراد ، در چه عالمی سیر می کردند و اکنون چیزی جز آرزوهای بر باد رفته ندارند.

در سیستم های هرمی از جمله کیو نت افراد مجبور می شوند تمامی آرزوهای خود را با جزئیات بنویسند و هر هفته نیز آنها را بازنویسی و در جلسات هفتگی با صدای بلند برای دیگران بخوانند ؛ به اعضای ساده دل القا می شود که هر آرزویی که دارید در شبکه هرمی برآورده می شود. در این تصاویر ، روی کلماتی که می تواند معرف هویت افراد باشد خط کشیده ایم.

آرزوهای یک فعال شرکت هرمی




شرکت های هرمی

 



در شرکت های هرمی ، نمودار های زیر ، یک امر رایج است ؛ هر عضو ، با این نمودارها که شامل سرشاخه ها و زیر مجموعه هاست روزگار می گذراند و برای خودش پیش بینی کسب درآمد می کند!

پیش بینی برای کسب پول در شرکت های هرمی

 

 


به اعضای جدید گفته می شود اگر پول ندارید ، قرض کنید؛ شما به زودی آنقدر ثروتمند خواهید شد که اصل پول قرض گرفته شده را به علاوه یک هدیه خوب مثلا یک دستگاه خودرو به طلبکاران تان بازگردانید!
شرکت های هرمی حتی برای قرض گرفتن و تهیه پول هم برنامه ریزی و آموزش دارند. اعضا می بایست قبل از تماس تلفنی برای قرض گرفتن پول، متن مکالمه را  روی کاغذ بنویسند و تمرین کنند تا مصمم و جدی به نظر آیند.


شرکت های هرمی




بسیاری از اعضای شرکت های هرمی از شهرستان ها جذب و در تهران اسکان داده می شوند.سرشاخه ها ، این افراد را عمدتاً در آپارتمان هایی  در نقاط متمول تهران مانند شهرک غرب و سعادت آباد نگهداری می کنند تا آنها با چشمان خود ، آرزوهایشان مانند ماشین های آخرین مدل، خانه های زیبا و ... را ببینید و بیشتر ترغیب شوند.


شرکت های هرمی




و این هم سرانجام خوش باوری ها و خیالبافی ها کیو نتی ها  ( کوئستی ها )

 

دستگیری اعضای شرکت های هرمی


"احمد" 57 ساله با موهای سفید ، بازنشسته اداره کشتیرانی بندرعباس است . او در زمان خدمت در کشتیرانی مدیریت واحدهای بسیاری را برعهده داشت اما پس از بازنشستگی به شاهین شهر آمد. می گوید این بیستمین روزی است که در تهران است. روی زمین نشسته ، عینک مطالعه ای برچشم و کارت ملی در دست دارد.

به گزارش عصر ایران؛ "حسن"  46 ساله است. مغازه ای کوچک در سر گذر یکی از بازارهای شیراز دارد. سال ها زحمت کشیده تا توانسته حداقل از پس اجاره گران مغازه برآید و سودی مناسب هم نصیبش شود.
با امروز او دو ماه تکمیل در تهران است. روی دو زانو نشسته کارت ملی اش را در دست دارد و نیمه نگاهی به برادرش محمد دارد.

"محمد" کمی از او کوچکتر است.  موهایش جو و گندمی است و صورتش خستگی و تلاش و کار و زحمت را داد می زند. او هم بازاری است و کاسبی اش بد نیست. تنها چند روز بعد از حسن به تهران آمد. او هم کارت ملی سفید رنگش را در دست دارد و کمی آن طرف تر دو زانو نشسته است.

کنار محمد، "عادل" نشسته. لهجه زیبای شمالی اش و فرم صورتش بدون اینکه بگوید معلوم می کند که اهل کجاست. می گوید اهل رودسر است. موهایش ریخته و آنچه باقی مانده هم سفید سفید است. حتما چند تا نوه هم دارد. کارت ملی و شناسنامه اش را لای انگشتانش گرفته. او بلند می شود و آن طرف تر روبه دیوار دو زانو می نشیند. او یک هفته بیشتر نیست که در تهران است.

کمی آن طرف تر اما "فرید" به شکم روی زمین دراز کشیده است. او دانشجوی کامپیوتر دانشگاه آزاد اهواز است. صورتش نشان می دهد کاملا جوان است. فقط 21 سال دارد. او حدود 10 ماه در تهران است. از روی زمین بلند می شود . به یکی از اتاق ها می رود و شروع می کند به گشتن دنبال کارت ملی اما پیدا نمی کند به همان شناسنامه بسنده می کند. شناسنامه در دست بر می گردد اما به جای دراز کشیدن به کناری می نشیند.
615262_orig
"سامان" دوست فرید اما از اول عید تا الان تهران است یعنی 11 ماهی می شود. چپ چپ همدیگر را نگاه می کنند.
سامان البته تنها چند هفته ای است که آپارتمان جدیدی اجاره کرده و به همراه دوستانش و افراد دیگری از جوانان همسن وسال در جای جدید مستقر شده اند. دیگ بزرگی روی اجاق است که ته مانده ماکارونی دارد. کابینت ها پر است از قوطی های رب گوجه و بسته های ماکارونی . چند بسته برنج هم آن طرف آشپزخانه قرار داده شده. یخچال را باز می کنم. کلی شیشه های دارو می بینم.

آپارتمانی که سامان اجاره کرده 70 متری است ، دو خواب و یک راهرو دارد و در یکی از کوچه های بلوار فرحزاد منطقه شهرک غرب واقع است.
شهرک غرب از مرفه ترین و شیک ترین مناطق تهران است. به قول یکی از دوستان برخی وقت ها سر و ته بلوار را ببندی حداقل 10 میلیارد قیمت خودروهای آن می شود. سامان و فرید بارها این خودروها رو به هم نشان داده و درباره قیمت ،مدل وکیفیت آنها باهم صحبت کرده اند. سامان از برنامه خودش برای خرید یک بی ام و آبی نقره ای مدل 2009 حداکثر تا یک سال آینده می گفت. فرید هم می گفت در ابتدا می خوام یک زانتیای طوسی رنگ  بخرم ولی بعدها ممکن است با یک ماشین بنز عوضش کنم.

آنها برج ها و ساختمان های بزرگ و شیک سعادت آباد را به هم دیگر نشان می دادند و درباره قیمت و امکاناتشان باهم صحبت می کردند. اینجا یک واحد 70 - 80 متری حداقل با پول پیش دو سه میلیون ، ماهیانه یک و نیم تا دو میلیون اجاره می شود. سامان هم برای واحدی که اجاره کرده همین مبلغ را می دهد. حتما درآمدش به این اندازه می رسد که چنین اجاره هنگفتی می دهد.

سامان روبه روی کسی که نقاب زده می نشیند. شروع به جواب دادن می کند:
-نام؟
- سامان
-نام خانوادگی؟ م...
- اهل کجایی؟
-دزفول
-چقدر پول دادی ؟
- 8 میلیون
-چند تا زیرشاخه داری؟
-9 نفر 
بعد که این سئوالات تمام می شود به سمت نفر دیگری می رود که او هم نقاب زده: اطلاعات شخصی اش را وارد لپ تاپ می شود و با دوربین کوچکی از او عکس می گیرند.
13_8911101558_L600

سامان به همراه فرید، احمد و حسن و عادل در خانه هایی که به "هوم آفیس" معروفند برای شرکت کیو نت (کوئست سابق ) کار می کنند. آنها مبلغی بین هفت و نیم تا هشت میلیون پول داده اند. آمده اند تهران و به خانواده های خود گفته اند کار می کنند. نه کار در شرکت هرمی  بلکه در بازاریابی شبکه ای! این توجیهی است که همه فعالان این کار می گویند.

کالایی را می خرند و بعد از معرفی آن کالا به دیگران مبلغی را دریافت می کنند و همینطور وقتی آنها هم همین کالا را به دیگران معرفی می کنند پولی می گیرند اما پس از مدت ها معلوم می شود نه کالا ارزش این پول را داشته و نه قابل تبدیل به پول است. بله سود دارد اما نه برای همه بلکه حداکثر برای یک بیستم  که اگر اینگونه نبود هم اکنون همه وارد این شغل(!) می شدند و همه هم پولدار بودند. 

تلویزیون و روزنامه ها نه یک بار بلکه هزاران بار گفته اند که این شکل از فعالیت های شبکه ای و هرمی، کلاهبرداری و غیرقانونی است اما انگار هنوز به کت بعضی ها نمی رود و خیلی ها با سطح تحصیلات و آگاهی های مختلف وارد این فعالیت می شوند.

غروب یکشنبه ، دهم بهمن 1389 خورشید ، سامان به همراه اعضای زیرمجموعه اش جلسه داشتند. دورهمدیگر نشسته بودند.  سامان با صدایی بلند و رسا و مسلط درباره سیستم و آینده و ... توضیح می داد که نیروهای پلیس وارد آپارتمان آنها شدند. بلافاصله همه را روی زمین دراز کش به شکم خواباندند. آپارتمان آنها پر بود از کتاب و جزوه و دفتر. از "قورباغه ات را قورت بده" تا "دولت فرزانگی" و "راز". کتاب هایی که هر روز باید بخوانند تا در خوشبینی مطلق فرو بروند.
بعد یکی یکی کارت ملی شان را آوردند تا مشخصاتشان ثبت و وارد کامپیوتر شود. موبایل ها را تحویل می دهند. مامور دیگری همه جا را جستجو می کند. همه از شهرستان آمده اند ، این را می شود از ساک های مسافرتی شان فهمید. بعد از ثبت مشخصات از آنها عکسبرداری می شود و دوباره باید روی زمین دراز بکشند البته این بار با دست هایی که با بست های پلاستیکی بسته شده اند. ساک بزرگی هم آورده می شود تا همه جزوه ها و کتاب ها درون آن ریخته شود.

فعالان کیو نت (کوئست سابق ) و شرکت های دیگر هرمی پس از اینکه در تهران نتوانسته اند مشتری جذب کنند این بار رو به شهرستان ها آورده اند تا از احمد بازنشسته تا سامان دانشجو ، به هر شیوه ممکن هفت هشت میلیون تومان تهیه کنند و در تهران ساکن شوند و خود افراد دیگری را به بهانه کار به تهران دعوت کنند به امید اینکه این روند ادامه یابد و آنها به آرزوهای مادی خود برسند.
آنها همینطور در تهران می مانند  بدون اینکه بدانند بسیاری از وعده ها و حرف هایی را که خود می زنند یا به آنها زده شده دروغ است و واقعیت ندارد.

فعالان
کیو نت (کوئست سابق ) جزوه ایی دارند که جواب همه سئوالات و ابهامات را در آن می نویسند تا وقتی کسی را دعوت کردند و سوالات و ابهاماتی را پرسید حاضر جواب باشند. آنها حتی وقتی می خواهند با دوستان خود تلفنی حرف بزنند و دعوتشان کنند. متن را از قبل می نویسند تا هنگام حرف زدن جدی و مصمم جلوه کنند.

اما این فعالیت آن گونه که در ابتدا گفته می شود جلو نمی رود یک تا دو سال طول می کشد آن وقت می بینند با این همه زمان  از دست رفته و دور از خانه بودن حتی اصل پول را هم به دست نیاورده اند چه رسد به سود. معلوم نیست چگونه می خواهند هفت هشت میلیون قرض گرفته شده را پس دهد؟ در برابر این سئوال خانواده در شهرستان که درآمد کارکردن در تهران کجا رفت هم جوابی وجود ندارد.

نیروهای پلیس در آپارتمان اولی که احمد بازنشسته و دیگر افراد همسنش آنجا بودند احتمالا رعایت سن و موی سپدش را کردند که آنها را روی زمین نخواباندند و به نشاندن  دو زانو روی زمین کفایت کردند گرچه آنها هم مثل همه 1000 نفری که یکشنبه شب در بیش از 50 واحد آپارتمان در شهرک غرب تهران بازداشت شدند، به دستشان دست بند زده شد و شب را در بازداشتگاه سپری کردند تا از توهم کسب پول و ثروت  از طریق غیرقانونی خارج شوند و لابد الان با خود می گویند جواب خانواده هایشان را چه خواهند داد.
19522


 
miladnews-ad
bbmco-mlmnews

ورود اعضا



کوئست

از1390/03/10 این آمار گیری شروع شده

free counters

خبر نامه





Powered by mlmnews

آخرین مطالب نوشته شده